ایلنا — این مضمون صحبت‌های کاپیتان تیم ملی ایران به زبان آلمانی در فیلمی بود که روز گذشته همراه با برادرش در فضای مجازی دست به دست شد. اینکه قوانین کشور آلمان به ورزشکاران اجازه می‌دهد به راحتی در چنین حرفه‌ای فعالیت کنند قطعا به هنجارهای داخلی همان کشور ارتباط دارد اما در ایران مدت‌هاست بر سر جمع شدن بساط چنین اماکنی بحث‌های عمیقی به راه افتاده و حتی در هفته‌های اخیر بسیاری از این اماکن پلمب شده‌اند.

به تازگی نیز کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال در راستای ممانعت حضور ورزشکاران در چنین مکان‌هایی احکام تندی علیه بازیکنانی صادر کرد که در قهوه‌خانه‌ها دیده شده‌اند.

شاید دژاگه هنوز انتظاراتی که در جامعه از او وجود دارد را به خوبی درک نکرده و شاید هم به دلیل زندگی خارج از ایران دیگر خود را ملزم به رعایت برخی اصول از نگاه ایرانی‌ها نمی‌داند اما انتظار ما از شخصی که بازوبند کاپیتانی تیم ملی را بر دست می‌بندد  فراتر از توقعاتی است که در ذهن این بازیکن می‌گذرد. از اشکان دژاگه توقع داریم نه اکنون بلکه آن زمان که کفش‌ها را آویخت و با دنیای فوتبال خداحافظی کرد، همواره در شأن و جایگاه کاپیتان تیم ملی ایران رفتار کند و لااقل از ورود به چنین شغل‌هایی که در تضاد با روح ورزش است خودداری کند.

دوست داشتیم اشکان را در این فیلم در حال افتتاح یک مدرسه یا آکادمی فوتبال ببینیم. علاقه‌مند بودیم و هستیم که اشکان را همچون دیگر بازیکنان فوتبال ایران در مسیر ترویج یک زندگی سالم ببینیم. همان کاری که جواد نکونام با افتتاح مدرسه فوتبال کرد تا جوان‌های ایرانی نیز بی‌نصیب نمانند از تجربیاتی که او در فوتبال اسپانیا به دست آورده است. گرچه محتمل است اشکان دژاگه پس از دوران بازیگری علاقه‌ای به ادامه کار در مسیر فوتبال نداشته باشد اما لااقل انتظاری که از او می‌رود این است که به ‌عنوان یکی از نمادهای فوتبال که صاحب پیراهن پر ارزش تیم ملی فوتبال ایران شده، وارد کسب و کاری نشود که تمام ارزش‌های ورزش را زیر سوال می‌برد و لگد‌‌‌مال می‌کند. دژاگه نیز می‌تواند همچون نکونام از وجهه و مقبولیت خود در راه صحیح‌تری بهره ببرد و علاوه برکسب درآمد از این راه اشاعه دهنده و مبلغ ورزش باشد.