کتاب نخواندن یا فرار از علم! «سیده انسیه سیدجوادی لیمودهی» قائم مقام رییس دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی در امور شاهد و ایثارگر و مشاور رئیس مرکز دانش پژوهان و تشکلهای شاهد و ایثارگر بنیادشهید کشور؛ در بیانی تحلیلی اینطور می نویسند  :

انیس کنج تنهایی کتاب است / فروغ صبح دانایی کتاب است (جامی)

کتاب منزلتی بس رفیع در اعتقاد دینی و باور ملی ما دارد. در دین مبین اسلام رسالت نبی بزرگ اسلام معطوف به کتاب است که می‌فرمایند: «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب». کتاب ابزار ثبت و انتقال دانش در بستر تاریخ است. ماندگاری تجربیات از نسلی به نسلی دیگر و در ادوار تاریخی آن با کتاب انجام شده است. قرآن به ما سفارش می‌کند: «قل سیروا فی الارض». یعنی سیر در سرزمین‌ها در بستر تاریخی آن با خواندن کتاب میسر است.

عنصر کتاب چه آن‌که زمان به صورت لوح گلی و یا سنگی نگاشته می‌شد و حتی امروز بر صفحه کاغذ و یا بصورت دیجیتالی آن عرضه می‌شود. هدف متعالی آن توسعه و تکامل دانش بشری و رشد جوامع انسانی است. ملل گوناگون دارای فرهنگ‌ها، ایده‌آل‌ها و اندیشه‌های مختلفی هستند. آنها با ابزار کتاب فرصت تبلور و انتشار پیدا می‌کنند.

کسب تجربه، دانش و آشنایی با زندگی ملل و موضوعات گوناگونی که ما به آنها نیاز داریم، با جستجو و خواندن کتاب امکان‌پذیر است. رشد، بالندگی و فرهیختگی انسان با کتاب درهم آمیخته است. دانایان و خردورزان، این فرزانگی را با انیس بودن با کتاب به درجات عالی انسانی رسیدند تا جائی‌که گفته می‌شود کتاب بوستان علما و دانشمندان است.

امروزه درجه بالندگی فرهنگی جوامع را با شمارگان کتابی که منتشر شده، سنجیده می‌شود. هر فرد و جامعه‌ای که در آرزوی موفقیت افتخارآمیزی باشد، انیس شدن با کتاب آن را محقق می‌سازد. افتخارات بجا مانده تاریخی نشان می‌دهد که ما ایرانیان دارای سوابق درخشانی در زمینه کتاب هستیم. چنانچه در حمله مغول به ایران گفته می‌شود، کتابخانه‌های زیادی سوزانده شد.

ایران سرزمین نجیب زادگان است، نجابت آن ریشه در تفکر و اندیشه‌ای دارد که با کتابخوانی و مطالعه در تاریخ نام‌آور شده است. ما گوهرهای گران‌بهای نوشتاری در علوم مختلف داریم. جامعه امروزی ما برابر آمارهای به جا مانده در شمارگان نشر و کتاب، مایه نگرانی است. ما نیازهای فراوان و متنوعی داریم. نیاز به غذا، مسکن، پوشاک، مسافرت و …. از مهمترین آنهاست. کتاب و کتابخوانی چه نیازی از ما را برمی‌انگیزاند؟ ما در پاسخ به این نیاز چه رویکردی داریم؟ آیا به این نیاز می‌اندیشیم؟ اندیشه، گوهر گران بهای جوهره انسانی است. ورزیدگی جسمی خود را با دانش ورزش می‌پروریم. پویایی اندیشه بی‌تردید با کتاب خوانی توانایی می‌یابد.

مشکل ما کتاب نخواندن نیست، مشکل ما سطحی‌نگری و فرار از علم است. هر چیزی که عمیق‌تر و علمی‌تر بخواهد به مسائل نگاه کند، امروزه کم‌کم مطرود قشر عظیمی از جامعه که بدبختانه عده‌ی کثیری از دانش جویان را نیز در بر می‌گیرد، می‌شود.

ریشه های این امور از بسترهای فراوانی تغذیه می‌کنند، اما شاید بتوان گفت مهم‌ترین این‌ها ندانم‌گرایی مردم نسبت به فایده‌ی دانش است. بخوانم که چه بشود؟

خب اینطور نیست که پاسخ این سوال مثل نقل و نبات در دست و جیب هرکسی باشد. برای انسان‌هایی با موقعیت‌های مختلف، دانش مزایایی و شاید هم معایبی مختلف دارد. هرکس باید ابتدا هدف خود را مشخص کرده و بداند که اصلا چیست و چرا هست و مطمئنا هم پاسخ این سوالات در گرو مطالعات عمیق است.

آموزش علم، این که علم چیست و چرا هست و ما چه هستیم، این که به مردم بگوییم باید فکر کنند که چه هستند و چرا هستند و دنیا چرا اینجور است؟ خلاصه این‌که، اگر فکر نکنید. اولین شرط انسان بودن را از دست داده‌اید و فکر کردن حتما به دانش نیاز دارد و انتقال دانش، قلم و زبان می‌خواهد که می‌شود همین کتاب خودمان.

پس کتاب لازمه‌ی پایبندی ما به یکی از شروط انسان بودنمان است. در نهایت، با همه‌ی این اوصاف، امیدوارم این هفته برای همه مبارک باشد.

حریفی که از وی نیازرد کس / بسی آزمودم، کتاب است و بس