مقاله وارده/ غ .لشکربلوکی در خصوص متن خبر لیوانکو تحت عنوان :چند سخن رک و صریح با وزیر جدید آموزش‌وپرورش

جناب مدیر سایت لطفا این یاد داشت رانشر دهید: ( در خصوص متن :چند سخن رک و صریح با وزیر جدید آموزش‌وپرورش)
جناب آقای محمدی (نویسنده مقاله)ضمن تشکر از اینکه مسایل آموزش و پرورش را نشر می دهید اما میخواهم نقدی بر یاد داشت شما داشته باشم
(۱)در یکی از فراز های مطالبتان اشاره کردید
(وزیر جدید آموزش و پرورش نباید اشتباه اسلافش را بکند و تصور نماید که این سیستم قابل اصلاح است. او باید زلزله را به کار گیرد و بنای کلنگی آموزش و پرورش را با بیشترین ریشتر ممکن، فرو بریزد و سازه ای جدید بنا کند؛)
جناب آقای محمدی جناب آقای حاجی بابایی وزیر پیشین هم میخواست بر اساس سند تحول بنیادین نظام تعلیم وتربیت را از اساس درست کند (بدون اینکه زیر ساخت های ان فراهم شود) لذا زلزله ی ۷ ریشتری با آن اجرای ناقص بر پیکره تعلیم وتربیت و کشور نازل شد وحالا حالا هم همه نخبگان کشور بایستی جمع شوند تا اندکی آسیب های ان را کم کنند.لذا در این کشور همه متخصص آموزش و پرورش اند وخیلی راحت نظر میدن که چگونه میتوانند آموزش و پرورش را اصلاح کنند بدون اینکه آسیب شناسی بکنند اگر میشد که همین پیشنهاد های دم دستی آموزش و پرورش را درست کرد که درست می شد.
(۲)بنده هم به عنوان یک کارشناس تعلیم و تربیت معتقدم آموزش و پرورش از مسایل کلیدی زیادی رنج میبرد،محصول آن مورد رضایت آحاد جامعه نیست که علت برخی از این مسایل داخلی و برخی دیگر مرتبط با برون آموزش و پرورش است، اما با خودمان صادق باشیم مگر بقیه نهاد ها و سازمانها و وزارتخانه ها چقدر موفقند؟آیا قوه قضایی ما موفق است؟آیا آموزش عالی ما موفق است؟آیا وزارت کشور و شهر داری ها موفقند؟آیا نظام درمان و پزشکی ما موفق است ؟ آیا اقتصاد ما و نظام اداری ما موفق است؟آیا وزارتخانه های کشاورزی موفق است سایر سازمانها و نهاد ها که از بودجه دولت ارتزاق میکنند موفقند؟ شما چند نهاد دولتی ونیمه دولتی سراغ دارید که اینها موفقند ،که ما برویم و از ایشان الگو بگیریم.امروز نظام اداری و بانکداری ما اینقدر فساد در آن رخنه کرده که درمان آن دهها سال زمان میبرد البته اگر اراده قوی ای پشتش باشد
ما بایستی نگاه سیستمی به کل کشور داشته باشیم ولذا نگاه سطحی و موضعی به مشکل آموزش و پرورش دردی را دوا نمی کند.

وقتی کشوری که غالب تصمیم گیری های آن بر اساس نظر شخصی ،سلیقه ای و بدون کارکارشناسی است چگونه انتظار دارید آن کشور رشدکند.آموزش و پرورش هم از این قاعده مستثنی نیست
(۳)من نمیخواهم فرا فکنی بکنم وهمه مشکلات را بر گردن دیگر بیندازم اما دراین بخش از مطالبم چند سوال کلیدی را مطرح میکنم(الف) در زمانی که بودجه آموزش و پرورش در دولت تصویب می شود به نظر شما تامین بودجه مورد نیاز آموزش و پرورش در اولویت چندم قرار می گیرد؟ وقتی آموزش و پرورش دغدغه اساسی همه دولت مردان(از گذشته و تا حالا) نبوده و نیست چگونه انتظار تحول دارید نمونه اش اینکه پاداش معلمان باز نشسته آموزش و پرورش از سال ۹۳ تا کنون پرداخت نشده است،دریافتی ایشان با کارکنان سایر سازمانها و نهاد ها اصلا قابل مقایسه نیست و به این دلیل است که مشاهده میکنیم معلمان انگیزه اشان را از دست داده اند.سهم بودجه کیفیت بخشی از کل بودجه سالانه این نهاد حدود یک درصد است و آنهم تمام و کامل تخصیص نمی یابد.به خاطر ناکافی بودن بودجه آموزش و پرورش سرانه غذایی ناچیزی در حد دوهزار تومان در روز به دانش اموزان شبانه روزی تخصیص می یابد،در حالی که برای تامین نیاز های هر مدرسه(پول آب ،برق ،تعمیرات جزیی و….) به میانگین سرانه ۵۰ هزار تومان برای هر دانش آموز نیاز است فقط کمی بیش از یک پنجم آن تخصیص می یابد،به خاطر نبود اعتبار کافی نظارت ها به شدت تضعیف شده است .در حال حاضر آموزش و پرورش به غیر معوقات بیش از ۳ هزار میلیارد تومان کسری بودجه دارد و اگر دقیقتر حساب کنیم به بیش از ۶ هزار میلیارد تومان نیاز است
(۴)در حال حاضر آموزش و پرورش از دخالت های زیاد سایرین به ویژه نمایندگان مجلس رنج می برد دخالت زیاد در انتصاب مسئولین استانی،سفارش های زیاد درثبت نام دانش آموزان و…… به عبارتی آموزش و پرورش مستقل نیست و نمی تواند مستقل باشد.
به نظر شما این آموزش وپرورش نحیف شده و این کشتی به گل نشسته می تواند موفق باشد؟در حالی که برخی نهاد ها و سازمانها ی دولتی به اندازه کافی پول دارند اما آموزش و پرورش به شدت از کاهش منابع رنج میبرد اگرچه دولت فعلی در طی سه سال گذشته به میزان قابل توجهی بودجه آموزش و پرورش را افزایش داده اما این افزایش ها کافی نیست؟
یکی از را ه حل های راهبردی برای برون رفت از وضعیت فعلی افزایش قابل توجه منابع و بودجه آموزش و پرورش از بودجه جاری و عمومی دولت است(تا برای همیشه کسری بودجه آموزش و پرورش از این نهاد رخت بر بندد و بهانه کسری بودجه از مسئولین ارشد آموزش و پرورش گرفته شود) و اینکه توسعه آموزش و پرورش به عنوان اولین اولویت امور اساسی دولت قرار گیرد .پیشنهادهای اساسی دیگری در این خصوص برای بهبود اوضاع آموزش و پرورش می توان مطرح کرد که در این جا مجال طرح آن نیست.روزگار خوش.غ ۱۹ آبان

ضمن تشکر ، ضمنا متن خبر لیوانکو مجددا در زیر باز نشر شده است./ ادمین

فخرالدین احمدی دانش‌آشتیانی

چند سخن رک و صریح با وزیر جدید آموزش‌وپرورش

بنایی را که ملغمه‌ای از «کارخانه صنعتی، پادگان و شکنجه‌گاه» است، نمی‌توان با اصلاحات به «مدرسه»ای برای آماده کردن کودکان و نوجوانان برای ده‌ها سال زندگی در عصر جدید، تبدیل کرد؛ آن بنا را باید فرو ریخت و از نو ساخت.

«عصر ایران» نوشته است: وزیر جدید آموزش و پرورش، فوق‌لیسانس سازه و دکترای زلزله دارد و من می‌خواهم از همین عناوین علمی‌اش وام بگیرم برای نوشتن بخش جدید مطالبم در نقد نظام آموزشی ایران.

رک و صریح، کار نظام آموزشی ایران از اصلاح گذشته است. اشتباه وزیران پیشین آموزش و پرورش این بود که فکر می‌کردند می‌توان با اصلاحاتی، نظام آموزشی ایران را نجات داد. از همین روست که یکی تصور کرده تبدیل سیستم «ابتدایی – راهنمایی – دبیرستان» به «۳-۳-۶» راه حل است، آن دیگری تعطیلی پنجشنبه‌ها را چاره کار دانسته، یکی ارزش‌یابی توصیفی را جایگزین نمرات کلاسیک کرده، دغدغه وزیر دیگر نیز بازنویسی کتاب‌های درسی بوده است و همین‌طور، هر کسی از ظنّ خود مسیری را در پیش گرفته تا شاید آموزش و پرورش ایران را اصلاح کند.

این کارها، مانند آن است که خانه‌ای کلنگی را مدام بازسازی سطحی کنند، آشپزخانه‌اش را اوپن کنند، درهایش را تعویض نمایند، دیوارهایش را رنگ بزنند، دیواری را از بین دو اتاق بردارند یا جایی در هال، دیوار بکشند و پنجره‌هایش را دو جداره کنند.

عقل سلیم و نگاه کارشناسانه اما چنین حکم می‌کند که این خانه فرسوده و کلنگی که هر لحظه ممکن است فروبریزد را کوبید و فرو ریخت و از نو، بنایی تازه ساخت.

وزیر جدید آموزش و پرورش نباید اشتباه اسلافش را بکند و تصور کند که این سیستم قابل اصلاح است. او باید زلزله را به‌کار گیرد و بنای کلنگی آموزش و پرورش را با بیشترین ریشتر ممکن، فرو بریزد و سازه‌ای جدید بنا کند؛ هرچند، هم فرویختن این بنا و هم ساختن بنای جدید، بسیار سخت‌تر از تمام بناهایی است که در مهندسی ساختمان‌ها انجامش می‌دهند.

درست است که وزیر به تنهایی نمی‌تواند چنین مأموریت تاریخی و بزرگی را انجام دهد ولی اگر او اراده نکند هم چنین اتفاقی رخ نخواهد داد.

درباره ساختار آموزش و پرورش قبلاً بسیار نوشته شده است ولی اگر بخواهم همه آنها را در کوتاه‌ترین بیان خلاصه کنم، این است:

۱ – آموزش و پرورش، در صدد تولید یک سری انسان‌های همسان است. درست مانند یک کارخانه تولید صنعتی که قرار است محصول مشخصی را بیرون بدهد و جالب اینجاست که نمی‌تواند!

۲ – از منظری دیگر، آموزش و پرورش در ایران دارای سیستم پادگانی است که سربازانی در آن اصطلاحاً به «اجباری» آمده‌اند. کار اول این پادگان تحویل گرفتن افراد و نگهداری آنها برای مدت معینی است. در این مدت برای سرگرم کردن این افراد، آموزش‌هایی هم به آنها داده می‌شود و خودشان هم می‌دانند که قریب به اتفاق این آموزه‌ها در بیرون از پادگان به هیچ دردی نمی‌خورد.

۳ – آموزش و پرورش ایران، از زاویه‌ای دیگر، شکنجه‌گاه است. سیستمی که هم معلمانش را فرسوده و هم استرسی دائمی را به دانش‌آموزان تحمیل می‌کند.

آموزش و پرورش کشتارگاه بسیاری از استعدادهاست، استعدادهایی که یا کشف نمی‌شوند یا در میان انبوه محفوظات و نمره‌سالاری و امتحان محوری هدر می‌روند. این که کودکان و نوجوانان ۱۲ سال تمام صبح زود از خواب بیدار شوند و با کسالت به مدرسه بروند و مدام استرس حفظ کردن تاریخ تولد فلان شاعر و فلان فرمول و نمره و رقابت و کنکور و … داشته باشند و بهترین فرصت یادگیری را صرف این امور شکلی کنند، آیا نامی جز شکنجه مستمر می‌توان بر آن نهاد؟!

بنابراین، بنایی که ملغمه‌ای از «کارخانه صنعتی، پادگان و شکنجه‌گاه» است را نمی‌توان با اصلاحات به «مدرسه»ای برای آماده کردن کودکان و نوجوانان برای ده‌ها سال زندگی در عصر جدید، تبدیل کرد؛ آن بنا را باید فرو ریخت و از نو ساخت.

آقای وزیر! زلزله و سازه را کنار نگذارید./ م. عصر ایران

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

1 نظر

  1. غلامرضا

    جناب مدیر سایت لطفا این یاد داشت رانشر دهید:.
    جناب آقای محمدی (نویسنده مقاله)ضمن تشکر از اینکه مسایل آموزش و پرورش را نشر می دهید اما میخواهم نقدی بر یاد داشت شما داشته باشم
    (۱)در یکی از فراز های مطالبتان اشاره کردید
    (وزیر جدید آموزش و پرورش نباید اشتباه اسلافش را بکند و تصور نماید که این سیستم قابل اصلاح است. او باید زلزله را به کار گیرد و بنای کلنگی آموزش و پرورش را با بیشترین ریشتر ممکن، فرو بریزد و سازه ای جدید بنا کند؛)
    جناب آقای محمدی جناب آقای حاجی بابایی وزیر پیشین هم میخواست بر اساس سند تحول بنیادین نظام تعلیم وتربیت را از اساس درست کند (بدون اینکه زیر ساخت های ان فراهم شود) لذا زلزله ی ۷ ریشتری با آن اجرای ناقص بر پیکره تعلیم وتربیت و کشور نازل شد وحالا حالا هم همه نخبگان کشور بایستی جمع شوند تا اندکی آسیب های ان را کم کنند.لذا در این کشور همه متخصص آموزش و پرورشند وخیلی راحت نظر میدن که چگونه میتوانند آموزش و پرورش را اصلاح کنند بدون اینکه آسیب شناسی بکنند اگر میشد که همین پیشنهاد های دم دستی آموزش و پرورش را درست کرد که درست می شد.
    (۲)بنده هم به عنوان یک کارشناس تعلیم و تربیت معتقدم آموزش و پرورش از مسایل کلیدی زیادی رنج میبرد،محصول آن مورد رضایت آحاد جامعه نیست که علت برخی از این مسایل داخلی و برخی دیگر مرتبط با برون آموزش و پرورش است، اما با خودمان صادق باشیم مگر بقیه نهاد ها و سازمانها و وزارتخانه ها چقدر موفقند؟آیا قوه قضایی ما موفق است؟آیا آموزش عالی ما موفق است؟آیا وزارت کشور و شهر داری ها موفقند؟آیا نظام درمان و پزشکی ما موفق است ؟ آیا اقتصاد ما و نظام اداری ما موفق است؟آیا وزارتخانه های کشاورزی موفق است سایر سازمانها و نهاد ها که از بودجه دولت ارتزاق میکنند موفقند؟ شما چند نهاد دولتی ونیمه دولتی سراغ دارید که اینها موفقند ،که ما برویم و از ایشان الگو بگیریم.امروز نظام اداری و بانکداری ما اینقدر فساد در آن رخنه کرده که درمان آن دهها سال زمان میبرد البته اگر اراده قوی ای پشتش باشد
    ما بایستی نگاه سیستمی به کل کشور داشته باشیم ولذا نگاه سطحی و موضعی به مشکل آموزش و پرورش دردی را دوا نمی کند.

    وقتی کشوری که غالب تصمیم گیری های آن بر اساس نظر شخصی ،سلیقه ای و بدون کا رکارشناسی است چگونه انتظار دارید آن کشور رشدکند.آموزش و پرورش هم از این قاعده مستثنی نیست
    (۳)من نمیخواهم فرا فکنی بکنم وهمه مشکلات را بر گردن دیگر بیندازم اما دراین بخش از مطالبم چند سوال کلیدی را مطرح میکنم(الف) در زمانی که بودجه آموزش و پرورش در دولت تصویب می شود به نظر شما تامین بودجه مورد نیاز آموزش و پرورش در اولویت چندم قرار می گیرد؟ وقتی آموزش و پرورش دغدغه اساسی همه دولت مردان(از گشته و تا حالا) نبوده و نیست چگونه انتظار تحول دارید نمونه اش اینکه پاداش معلمان باز نشسه آموزش و پرورش از سال ۹۳ تا کنون پرداخت نشده است،دریافتی ایشان با کار کنان سایر سازمانها و نهاد ها اصلا قابل مقایسه نیست و به این دلیل است که مشاهده میکنیم معلمان انگیزه اشان از دست داده اند.سهم بودجه کیفیت بخشی از کل بودجه سالانه این نهاد حدود یک درصد است و آنهم تمام و کامل تخصیص نمی یابد.به خاطر ناکافی بودن بودجه آموزش و پرورش سرانه غذایی ناچیزی در حد دوهزار تومان در روز به دانش اموزان شبانه روزی تخصیص می یابد،در حالی که برای تامین نیاز های هر مدرسه(پول آب ،برق ،تعمیرات جزیی و….) به میانگین سرانه ۵۰ هزار تومان برای هر دانش آموز نیاز است فقط کمی بیش از یک پنجم ان تخصیص می یابد،به خاطر نبود اعتبار کافی نظارت ها به شدت تضعیف شده است .در حال حاضر آموزش و پرورش به غیر معوقات بیش از ۳ هزار میلیارد تومان کسری بودجه دارد و اگر دقیقتر حساب کنیم به بیش از ۶ هزار میلیارد تومان نیاز است
    (۴)در حال حاضر آموزش و پرورش از دخالت های زیاد سایرین به ویژه نمایندگان مجلس رنج می برد دخالت زیاد در انتصاب مسئولین استانی،سفارش های زیاد درثبت نام دانش آموزان و…… به عبارتی آموزش و پرورش مستقل نیست و نمی تواند مستقل باشد.
    به نظر شما این آموزش وپرورش نحیف شده و این کشتی به گل نشسته می تواند موفق باشد؟در حالی که برخی نهاد ها و سازمانها ی دولتی به اندازه کافی پول دارند اما اموزش و پرورش به شدت از کاهش منابع رنج میبرد اگرچه دولت فعلی در طی سه سال گذشته به میزان قابل توجهی بودجه اموزش و پرورش را افزایش داده اما این افزایش ها کافی نیست؟
    یکی از را ه حل های راهبردی برای برون رفت از وضعیت فعلی افزایش قابل توجه منابع و بودجه آموزش و پرورش از بودجه جاری و عمومی دولت است(تا برای همیشه کسری بودجه آموزش و پرورش از این نهاد رخت بر بندد و بهانه کسری بودجه از مسئولین ارشد آموزش و پرورش گرفته شود) و اینکه توسعه آموزش و پرورش به عنوان اولین اولویت امور اساسی دولت قرار گیرد .پیشنهادهای اساسی دیگری در این خصوص برای بهبود اوضاع آموزش و پرورش می توان مطرح کرد که درانجال مجال طرح ان نیست.روزگار خوش.غلامرضا ۱۹ آبان ۹۵

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *